از گراناز موسوی شعر خوب زیاد خوانده ام. شعر خوب، شعری است که متعلق به زمانه اش باشد یعنی اگر امروز کسی می خواهد شعر بگوید باید زبانش امروزی باشد:
هی قمه بالا بردیم و هیهات! قیمه بالا آوردیم تا عاشورا شد
شعرخوب، شعری است که نه تنها زبانی صمیمی دارد بلکه بیانی شاعرانه برای ادای مطلب گزیده است:
درخت یعنی دار و در یعنی دور
در چمدان بید می زنم
هم آوانگاری را رعایت کرده است، هم تصویر سازی کرده است. تکرار دال و ر در خط اول گوش نواز است و وقتی در را دور معنی می کند تصویری از فاصله در ذهن خواننده نقش می بندد: در یعنی دووووور! زبانش صمیمی است ولی معمولی نیست و نوعی پیچیده سرایی درون خود دارد. درخت یعنی دار یعنی اوضاع خراب است! یعنی دار می زنند و دار ترجمه عربی درخت نیز است. پس شاعر بازی با زبان را اجرا کرده است. پیچیده سرایی دارد. زاویه دیدی غیر معمولی دارد. مفهومی گنگ را بیان می کند وقتی می گوید: در چمدان بید می زنم. یعنی فضای بسته و اختناق سیاسی درون ایران را بیان می کند و تمام سال های دست دست کردن، راضی کردن خانواده، دل کندن از وطن، انتظار برای ویزا، بروم نروم های یک نفر که مثل یک پرنده ی زندانی دارد برای رفتن و آزاد شدن بال بال می زند ولی مجبور است که باز هم صبر کند را در یک مصراع بیان می کند: در چمدان بید می زنم.
گراناز، زبانی کاملا شاعرانه دارد وقتی تجدیدی دبستان و تکرار زمستان را در این خط می ریزد که:
از دبستانم جز زمستانی مدام نمانده که هی تجدید می شود
و به بیانی بسیار شاعرانه دست یافته است وقتی می نویسد:
کسی که به خیابان ها می ریخت
با من از مادر سوا و پدر جدا "من" بود
چقدر از پشت مانیتورمان در گوشه ای از دنیا که ایران نبوده است ویدئوهای تظاهرات مردم را دیده ایم و ذوق کرده ایم و می خواسته ایم که کاش در آن فضا و درکنار آنها که به خیابان ریخته اند بودیم. چقدر احساس کرده ایم که انگار این مائیم که شعار می دهیم، سنگ پرت می کنیم یا کتک می خوریم و کشته می شویم. تمام آن حس آزاردهنده ی دست و پا بستگی و آن حس همدردی و هم ذات پنداری را با شکلی شاعرانه بیان می کند. اگر می گفت "ما با تظاهرکنندگان داخل ایران اعلام همبستگی می کنیم"، بیانیه سیاسی صادر کرده بود! ولی چون شاعر است یک مطلب کاملا سیاسی که مفاهیم سیاسی چون تظاهرات، پناهنده سیاسی و غربت سیاسی را در خود دارد را شعر کرده است.
شاید اصلا بهتر بود از اول به جای عبارت "شعر خوب" از "شعر" خالی استفاده می کردم چون بعید می دانم شعر بد و خوب داشته باشد. شعر مثل عشق است. یا است یا نیست. اگر شعر است که پس مثل عشق هم خوب است و هم پاک است.
اما از این شاه بیت های گراناز موسوی که بگذریم به نظرم شعر اخیرش با عنوان "هفت" یک شعر تمام عیار است:
ترک موتور
کنار چوب الف
زیر پیراهن سینه کفتری ات
هزار یاکریم مسموم
معطل پرواز و به منقارش
به جای شاخه ی زیتون
پوکه و فلفل و شیشه نوشابه ست
کاش می شد آلبوم بچه گی ت را ورق بزنم
تو هم هفت ساله بوده ای حتما
وقتی تفنگ
یعنی دو انگشت چسبیده به هم ...
بعد بزرگ می شدیم ...
اصلاح می کردی و
پیراهنت را توی شلوارت
عاشقت می شدم و
بال بال یاکریم
شهر را پر از نفس می کرد
دو انگشت چسبیده به هم را هفت می کردی و دلم را نشانه می رفتی
انگار که از سهراب
دو شاخه ی زیتون روییده است.
همه دیدیم که معترضان به کودتای بیست و دوم خرداد به خیابان ریختند و حکومت هم به نیروهای سرکوبگرش دستور حمله داد. شعر به بهترین شکل ممکن خطاب به برادر سرکوبگر آغاز می شود: ترک موتور / کنار چوب الف که اشاره است به سرود یار دبستانی که باهوشترین انتخابی است که شاعر می توانست بکند سرودی که صدای مشترک چند نسل ماست و سرود آزادی و آزادی خواهی است و همه آنرا دوست دارند و خاطره دارند. هشداری دلسوزانه است به نیروی سرکوبگر که ای برادر ببین کجای این سرود ایستاده ای: کنار چوب استبداد! مطمئن نیستم که گراناز چقدر از این ویدئو تاثیر گرفته باشد ولی این شعر مرا شدیدا یادش می اندازد که در آن مردم به ماموری که خلع سلاح شده است آب می دهند.
سینه کفتری، هم رنگ است هم احتمالا مدل لباس است و هم به سینه ی ستبر می گویند. یاکریم، هم کبوتر است هم اشاره به قرآن کریم دارد. هرچند خیلی ذوق کرده ام و به وجد آمده ام ولی اگر بیشتر از این بخواهم یافته های خودم را بنویسم مخاطب شاکی می شود که دارم به شعورش توهین می کنم. خودتان کشف می کنید و لذت می برید. بازی با کفتر و یاکریم و پرواز و منقار را حظ کنید و بپرسید چرا کبوتری که می توانست شاخه زیتون صلح را به منقار بگیرد پر از آیه های مسموم شده است!
تعبیر دو انگشت که وقتی به هم چسبیده اند شکل تفنگ می شوند و وقتی از هم باز می شوند نشانه پیروزی آزادی خواهان (V) یا همان هفت خودمان، بسیار زیباست.
سهراب، هم سهراب اعرابی شهید مظلوم وقایع اخیر است و هم سهراب شاهنامه شهید مظلوم تاریخ ایران!
امیدوارم این شعر روزی وارد کتاب های درسی شود که هم پر است از ظرافتهای شعری، هم سندی است از آنچه بر ما گذشت، و هم سندی بر انسانیت مردم ایران.
شنبه ۷ نوامبر ۲۰۰۹
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
0 نظرات:
ارسال يک نظر